برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی flood به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل flood
(اسم) سیل – تعداد یا مقدار زیادی از چیزی – in (full) flood در حال طغیان، پر آشوب
flood
فعل
floods; flooded; flooding
(فعل) غرق آب شدن – پر کردن یا پر شدن – خفه کردن موتور با وارد کردن مقدار زیاد سوخت (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره flood، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

