بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی command به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل command

command

فعل

US تلفظ صوتی/kəˈmænd/

commands; commanded; commanding

(فعل) دستور دادن – دریافت کردن یا شایسته بودن برای یک ویژگی یا یک عمل خاص (مثال دوم)

The police commanded the driver to stop the car.

پلیس به آن راننده دستور داد تا خودرو را متوقف کند.

She commands one of the highest salaries in Hollywood.

او یکی از بالاترین دست مزد های هالیوود را دریافت می کند.

command

اسم

commands

(اسم) دانش و تسلط بر چیزی و توانایی به کارگیری آن (مثال اول)– دستور، فرمان - at your command در دسترس شما (مثال سوم)

The study of physics requires a command of mathematics.

مطالعه فیزیک نیازمند تسلط بر ریاضیات است.

Begin when I give the command.

وقتی دستور دادم، شروع کن.

He used every resource at his command.

او از تمام منابع در دسترس خود استفاده کرد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره command، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته