برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی closet به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل closet
(اسم) کمد - come out of the closet برملا کردن یا بروز دادن چیزی که تا قبل از آن مخفی بود - skeleton in the/your closet رازی در گذشته - water closet توالت
a bedroom closet
یک کمد اتاق خواب
closet
صفت
(صفت) مخفی، پنهانی
He's a closet racist.
او یک نژاد پرست مخفی است. (علنا بروز نداده که نژاد پرست است)
closet
فعل
closets; closeted; closeting
(فعل) closet yourself خود را در اتاق حبس کردن و تنها ماندن - be closeted with somebody کسی را به داخل اتاق بردن و محرمانه با او حرف زدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره closet، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


