برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی closet به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل closet
(اسم) کمد - come out of the closet برملا کردن یا بروز دادن چیزی که تا قبل از آن مخفی بود - skeleton in the/your closet رازی در گذشته - water closet توالت
a bedroom closet
یک کمد اتاق خواب
closet
صفت
(صفت) مخفی، پنهانی
He's a closet racist.
او یک نژاد پرست مخفی است. (علنا بروز نداده که نژاد پرست است)
closet
فعل
closets; closeted; closeting
(فعل) closet yourself خود را در اتاق حبس کردن و تنها ماندن - be closeted with somebody کسی را به داخل اتاق بردن و محرمانه با او حرف زدن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره closet، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

