koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی embarrassment به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

embarrassment

اسم

US /ɪmˈberəsmənt/

(اسم) خجالت – مایه یا موجب خجالت (مثال دوم) – سطح گسترده از انتخاب ها - an embarrassment of riches افراد یا چیزهای خوب زیادی که انتخاب بین آن ها دشوار است (مثال سوم)

My face turned red with embarrassment.

صورتم از خجالت سرخ شد.

She's an embarrassment to her family.

او مایه خجالت خانواده اش است.

With four matches being screened live simultaneously, football fans have an embarrassment of riches to choose from.

با چهار مسابقه که به طور همزمان در حال پخش هستند، انتخاب بین آن ها برای طرفداران فوتبال دشوار است.