برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی prescribe به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل prescribe
(فعل) چیزی مانند دارو یا برنامه غذایی و ... را برای درمان کسی تجویز کردن (مثال اول) – گفتن، تعیین کردن، اینکه رسما بگویید که در موقعیتی خاص چکار باید کرد (مثال دوم و سوم)
The drug is often prescribed for flu.
این دارو معمولا برای آنفولانزا تجویز میشود.
The law prescribes that all children must go to school.
قانون صراحتا بیان میکند که همه بچه ها باید به مدرسه بروند.
The law prescribes a prison sentence of at least six years for the crime.
قانون مجازات زندان به مدت حداقل شش سال را برای این جرم تعیین میکند.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


