برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی prescribe به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل prescribe
(فعل) چیزی مانند دارو یا برنامه غذایی و ... را برای درمان کسی تجویز کردن (مثال اول) – گفتن، تعیین کردن، اینکه رسما بگویید که در موقعیتی خاص چکار باید کرد (مثال دوم و سوم)
The drug is often prescribed for flu.
این دارو معمولا برای آنفولانزا تجویز میشود.
The law prescribes that all children must go to school.
قانون صراحتا بیان میکند که همه بچه ها باید به مدرسه بروند.
The law prescribes a prison sentence of at least six years for the crime.
قانون مجازات زندان به مدت حداقل شش سال را برای این جرم تعیین میکند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره prescribe، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

