koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی boss به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

boss

اسم

US /ˈbɑːs/

bosses

(اسم) رئیس، مدیر

I liked to start my business and be my own boss.

دوست داشتم کارم را شروع کنم و رئیس خودم باشم.

the movie studio boss

مدیر استودیو فیلم

You have to be tough to them to show who’s boss.

تو باید نسبت به آن ها سخت گیر باشی تا نشان دهی که رئیس کیست.

boss

فعل

bosses; bossed; bossing

(فعل) دستور دادن

Stop bossing me around/about!

دست از امر و نهی من بردار!

boss

صفت

(صفت) عالی، خیلی خوب