koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی bet به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bet

فعل

US /ˈbɛt/

bets; bet همچنین betted; betting

(فعل) شرط بستن (دو مثال اول) - bet the farm/ranch تمام دار و ندار خود را ریسک کردن (مثال چهارم) - you (can) bet your life/your bottom dollar اینکه بگویید که در خصوص چیزی بسیار مطمئن هستید (مثال آخر)

I bet her (that) the Democrats would not win.

من با او شرط می بندم که دموکرات ها پیروز نخواهند شد.

She bet $10 on the game.

او ده دلار روی این مسابقه شرط بندی کرد.

I bet you that no one knows what's going on.

من با تو شرط میبندم که هیچ کس نمیداند چه خبر است.

Don't bet the farm on these stocks.

تمام دار و ندار خود را روی این سهام ها ریسک نکن.

You can bet your bottom dollar that he'll be late.

مطمئنم که او دیر خواهد کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) you bet! یا You can bet on it! یا you bet your life برای مشتاقانه بله گفتن، صد در صد (مثال اول) - don’t bet on it/I wouldn’t bet on it برای ابراز تردید (مثال دوم) – betting (اسم) شرطبندی

A: would you like some tea? B: you bet!

اولی: کمی چای میخواهی؟ دومی: بله.

Maybe she's really a good girl, but I wouldn't bet on it.

او ممکن است دختر خوبی باشد ولی من مطمئن نیستم.

bet

اسم

bets

(اسم) شرط (دو مثال اول) - my bet انتظار من این است، من این احتمال را میدهم که (مثال سوم) - a good/safe/sure bet احتمال خوب - best/surest/safest bet بهترین انتخاب - all bets are off اینکه بگویید که هیچ چیزی مشخص نیست - hedge your bets حاشیه امنی برای آینده قرار دادن یا انجام دادن کارهایی که در صورت شکست در آینده از یک ضرر بزرگ جلوگیری کند (مثال آخر)

I was tempted to place a large bet.

وسوسه شدم شرط بزرگی بگذارم.

What's your bet?

چقدر شرط میبندی؟

My bet is that he'll destroy everything we work for.

من این احتمال را میدهم که او همه آن چیزی که برایش کار کردیم را نابود خواهد کرد.

He’s invested his money in two quite different businesses, so he’s hedging his bets.

او پول خود را در دو کار کاملا متفاوت سرمایه گذاری کرده است، بنابراین او حاشیه امنی برای خود درست کرده است.