برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bracket به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bracket
(اسم) یک وسیله چوبی یا پلاستیکی یا فلزی که معمولا L شکل یا بازو مانند است که به کمک میخ یا پیچ روی دیوار نصب میشود و از آن برای ایجاد یک طاقچه و غیره استفاده میشود (مثال اول) - income/tax/age etc bracket یک مقدار مشخصی از درآمد یا مالیات یا یک رده سنی مشخص و ... (مثال دوم و سوم) – پرانتز یا کروشه (چهار نوع براکت وجود دارد: الف: علامت [] square brackets یا کروشه مربعی که وقتی در ریاضیات از براکت صحبت میکنیم منظور همین کروشه مربعی یا همان نماد جزء صحیح است ب: علامت〈〉 angle brackets یا کروشه های زاویه دار ج: () پرانتز د: {} یا Curly brackets یا آکولاد)
bracket
فعل
brackets; bracketed; bracketing
(فعل) داخل پرانتز یا براکت قرار دادن – بین چیزی قرار گرفتن – دو نفر یا دو چیز را به دلیل ارتباط یا شباهت در یک گروه قرار دادن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bracket، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


