بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی dismiss به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل dismiss

dismiss

فعل

US تلفظ صوتی/dɪsˈmɪs/

dismisses; dismissed; dismissing

(فعل) رد کردن یک تصمیم یا یک موضوع به دلیل اهمیت کم آن – مرخص کردن (مثال دوم) – اخراج کردن

Let’s not dismiss the idea without discussing it.

بیایید این ایده را بدون بحث درباره آن رد نکنیم.

The teacher dismissed the class early.

معلم، کلاس را زودتر مرخص کرد.

She claims she was unfairly dismissed from her post.

او مدعی است که غیر منصفانه از کارش عزل شده است.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره dismiss، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته