برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی inquiry به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل inquiry
(اسم) پرسش، سوال – تحقیق رسمی
She refused to answer inquiries from the media about her marriage.
او از پاسخ به سوالات رسانه ها درباره ازدواجش خودداری کرد.
The board ordered an inquiry to determine whether the rules had been followed.
هیئت مدیره دستور داد یک تحقیق برای مشخص کردن اینکه آیا قوانین پیگیری شده بودند یا نه انجام شود.
a judicial inquiry
یک تحقیق قضایی
a murder inquiry
یک تحقیق جنایی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره inquiry، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


