برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bitter به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bitter
(صفت) مزه تلخ غذا (مثال اول) –تند و خشونت آمیز (مثال دوم و سوم) - bitter pill یا a bitter pill to swallow یک واقعیت تلخ (مثال چهارم)
The coffee was bitter.
قهوه تلخ بود.
Losing the election was a bitter disappointment.
باختن انتخابات یک ناامیدی تلخی بود.
a long and bitter dispute
یک نزاع طولانی و تند
Losing the business was a bitter pill to swallow.
از دست دادن کار یک واقعیت تلخ بود. (swallow --- /ˈswɑːloʊ/ یعنی بلعیدن)
bitter
اسم
bitters
(اسم) یک نوشیدنی الکلی تلخ
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bitter، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


