برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tone به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tone
(اسم) کیفیت صدای کسی (مثلا وقتی که می خواهد احساسی را بیان کند – تن، لحن – مثال اول) – فضای کلی یا حال و هوای جو (مثال دوم و سوم) – صدای موسیقی یا آهنگ یک ماشین (دو مثال آخر)
His tone was apologetic.
لحنش لحن غذرخواهی بود.
The seriousness of his opening statement set the tone for/of the meeting.
جدیت جمله آغازین او حال و هوای جلسه را معلوم کرد. (که جلسه جدی است - set the tone for/of something اصطلاح است)
لحن خشن این مقاله
the dial tone
صدای شماره گیری تلفن
the engaged tone
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tone، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

