برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tone به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tone
(اسم) کیفیت صدای کسی (مثلا وقتی که می خواهد احساسی را بیان کند – تن، لحن – مثال اول) – فضای کلی یا حال و هوای جو (مثال دوم و سوم) – صدای موسیقی یا آهنگ یک ماشین (دو مثال آخر)
His tone was apologetic.
لحنش لحن غذرخواهی بود.
The seriousness of his opening statement set the tone for/of the meeting.
جدیت جمله آغازین او حال و هوای جلسه را معلوم کرد. (که جلسه جدی است - set the tone for/of something اصطلاح است)
لحن خشن این مقاله
the dial tone
صدای شماره گیری تلفن
the engaged tone
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tone، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


