برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی production به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل production
(اسم) یک اثر یا فیلم یا هر محصول هنری (مثال اول) – تولید یک محصول – تولید چیزی به عنوان یک روند طبیعی (مثال آخر)
The director wants her in his next production.
این کارگردان او را در فیلم بعدی خود می خواهد.
mass production
تولید عمده (تولید انبوه)
The airplane is out of production.
این هواپیما از تولید خارج است. (دیگر تولید نمیشود)
oil production
تولید نفت
Several things can interfere with the body's natural production of melatonin.
موارد مختلفی می توانند در تولید طبیعی ملاتونین بدن اختلال ایجاد کنند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) on/upon (the) production of something وقتی شما چیزی را نشان می دهید
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره production، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


