برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی healthy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل healthy
(صفت) سالم، تندرست – مثبت – موفق یا قوی
a healthy child
یک کودک سالم
She had a healthy attitude toward life.
او رویکرد مثبتی در مورد زندگی دارد.
The real-estate market is much healthier today than it was ten years ago.
بازار املاک نسبت به 10 سال پیش خیلی موفق تر است.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) مقدار زیاد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره healthy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

