koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی leave به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

leave

فعل

US /ˈliːv/

leaves; left /ˈlɛft/ ; leaving

(فعل) رفتن، ترک کردن – جا گذاشتن (مثال آخر)

I’ll be leaving tomorrow.

من فردا خواهم رفت.

Why did you leave your last job?

چرا شما کار قبلی خود را ترک کردید؟

He didn't leave home until he was 30.

او تا سن 30 سالگی خانه را ترک نکرد. (بعد از 30 سالگی برای کار یا چیز دیگری از آن خانه رفت)

I mistakenly left my purse at home.

من به اشتباه کیفم را در خانه گذاشتم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) چیزی را با هدف خاصی در جایی گذاشتن – به ارث گذاشتن، باقی گذاشتن (مثال دوم) - گذاشتن

He has left lunch for you on the stove.

او ناهار را برای شما روی اجاق گذاشته است.

He left all his money to his children.

او همه پولش را برای فرزندانش به ارث گذاشت.

She left the engine running.

او موتور را روشن گذاشت.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) موکول کردن - left (over) اضافه ماندن (مثال دوم) – کاری را به کسی سپردن

She left the cleaning for the day after.

او تمیزکردن را به روز بعد موکول کرد.

There’s some pasta left over from lunch.

مقداری ماکارونی از شام باقی مانده است.

You can leave the cooking to me.

شما می توانید غذا درست کردن را به من بسپارید.

leave

اسم

(اسم) مرخصی – اجازه (مثال آخر)

She took a leave from work.

او از کار یک مرخصی گرفت.

6 days of leave

شش روز مرخصی

She took it without his leave.

او آن را بدون اجازه آن مرد برداشت.