برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی modify به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل modify
(فعل) اصلاح کردن یا تغییر بخشی از چیزی – توصیف کردن معنی چیزی (مثال سوم)
The regulations can only be modified by a special committee.
این مقررات تنها می تواند توسط کمیته ای خاص اصلاح شود.
He refused to modify her behavior.
او از اصلاح رفتارش خودداری کرد.
In the sentence "She ran quickly" the adverb "quickly" modifies the verb "ran".
در جمله "او به سرعت می دود"، قید "به سرعت"، فعل "دویدن" را توصیف می کند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره modify، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

