koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی engineer به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

engineer

اسم

US /ˌɛnʤəˈniɚ/

engineers

(اسم) مهندس – راننده قطار

He is an engineer at a large electronics company.

او مهندس یک شرکت بزرگ الکترونیک است.

a flight engineer

یک مهندس پرواز

The engineer stopped the train.

راننده قطار را نگه داشت.

engineer

فعل

engineers; engineered; engineering

(فعل) مهندسی کردن یا مدیریت کردن یا برنامه ریزی کردن هوشمندانه یک برنامه یا یک وسیله یا یک جلسه و غیره (مثال اول) – تغییر دادن ساختار ژنتیکی یک حیوان یا گیاه

engineer social changes by legislation

مهندسی کردن تغییرات اجتماعی به وسیله قانون اساسی