برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی explore به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل explore
(فعل) بازدید کردن به منظور یاد گرفتن یا آشنا شدن (سیاحت کردن) – اکتشاف کردن – مطالعه کردن چیزی یا بررسی کردن – explorer (اسم) کاشف (مثال آخر)
I decided to go out and explore the tow
من تصمیم گرفتم بیرون بروم و از شهر بازدید کنم.
جستجو کردن شرکت ها برای نفت
Researchers are exploring how language is acquired by children.
محققان در حال مطالعه هستند که چطور زبان توسط کودکان یاد گرفت می شود. (acquire: کسب کردن، اندوختن، به دست آوردن)
Arctic explorers
کاشفان قطب شمال
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره explore، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


