برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی serious به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل serious
(صفت) خطرناک، بد، جدی – شامل تفکر یا تحقیق و غیره بسیار (مثال سوم) – جدی و مصر و پر تلاش (مثال چهارم)
a serious problem
یک مشکل خطرناک
a serious illness
یک بیماری خطرناک
a serious study
یک مطالعه جدی
Serious journalists
روزنامه نگاران جدی و پر تلاش
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) نه طنز یا خنده دار، جدی – بزرگ یا چشمگیر در کمیت یا مقدار (مثال دوم) – احساس عاشقی قوی و جدی (مثال سوم) – کمی نگران یا ناراحت (مثال آخر)
Don't laugh, it's a serious suggestion.
نخند، این یک پیشنهاد جدی است.
So, I am making a shopping list and plan to be spending some serious money!
بنابراین، من یک لیست خرید درست می کنم و می خواهم پول زیادی خرج کنم.
We've dated a few times, but it's nothing serious.
ما چندبار قرار گذاشتیم ولی هیچ چیز جدی نبود.
You look serious. What’s wrong?
او نگران به نظر می رسد. چی شده؟
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره serious، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

