koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی detect به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

detect

فعل

US /dɪˈtɛkt/

detects; detected; detecting

(فعل) شناسایی کردن، کشف کردن، تشخیص دادن – detectable (صفت) قابل تشخیص، قابل شناسایی

The test is used to detect the presence of alcohol in the blood.

این آزمایش برای تشخیص درصد الکل داخل خون استفاده می شود.

This type of cancer is difficult to detect in its early stages.

تشخیص دادن این نوع سرطان در مراحل ابتدایی اش، دشوار است.