برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی mission به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل mission
(اسم) ماموریت – وظیفه (مثال سوم) – گروهی از کسانی که برای کاری به یک کشور خارجی فرستاده می شوند
They were sent on a secret political mission to the Middle East.
آن ها برای یک ماموریت سیاسی مخفی به خاورمیانه فرستاده شدند.
a peacekeeping mission
یک ماموریت حفظ صلح
He has made it his mission in life to help poor children.
او کمک کردن به کودکان فقیر را به مهم ترین وظیفه اش در زندگی تبدیل کرده است.
یک عضو از فرستادگان تجاری
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره mission، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

