koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی mission به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

mission

اسم

US /ˈmɪʃən/

missions

(اسم) ماموریت – وظیفه (مثال سوم) – گروهی از کسانی که برای کاری به یک کشور خارجی فرستاده می شوند

They were sent on a secret political mission to the Middle East.

آن ها برای یک ماموریت سیاسی مخفی به خاورمیانه فرستاده شدند.

a peacekeeping mission

یک ماموریت حفظ صلح

He has made it his mission in life to help poor children.

او کمک کردن به کودکان فقیر را به مهم ترین وظیفه اش در زندگی تبدیل کرده است.

a member of a trade mission

یک عضو از فرستادگان تجاری