برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی catalog به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل catalog
(اسم – یا در بریتیش catalogue) کاتالوگ، فهرست – سلسله یا گروه یا مجموعه ای از چیزهای به هم مرتبط (مثال دوم)
a mail-order catalog
یک فهرست سفارش پستی
a catalog of terrorist crimes
مجموعه ای از جنایت های تروریستی
catalog
فعل
catalogs or catalogues; cataloged or catalogued; cataloging or catalog
(فعل) فهرست کردن، فهرست وار نشان دادن – cataloger (اسم) کسی که کارش فهرست کردن است
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره catalog، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

