برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی catalog به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل catalog
(اسم – یا در بریتیش catalogue) کاتالوگ، فهرست – سلسله یا گروه یا مجموعه ای از چیزهای به هم مرتبط (مثال دوم)
a mail-order catalog
یک فهرست سفارش پستی
a catalog of terrorist crimes
مجموعه ای از جنایت های تروریستی
catalog
فعل
catalogs or catalogues; cataloged or catalogued; cataloging or catalog
(فعل) فهرست کردن، فهرست وار نشان دادن – cataloger (اسم) کسی که کارش فهرست کردن است
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره catalog، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


