برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی device به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل device
(اسم) وسیله – روش خاصی برای انجام یک کار (ترفند)
electronic/mechanical devices
وسایل الکترونیکی / مکانیکی
a marketing device
ترفند بازاریابی
We use a range of devices for testing children's numerical ability.
ما از ترفندهایی (یا روش هایی) برای بررسی توانایی عددی کودکان استفاده می کنیم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) بمب - leave you to your own devices آزاد بودن برای انجام هر کاری، به حال خود بودن
a nuclear device
یک بمب اتم
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره device، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

