برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی device به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل device
(اسم) وسیله – روش خاصی برای انجام یک کار (ترفند)
electronic/mechanical devices
وسایل الکترونیکی / مکانیکی
a marketing device
ترفند بازاریابی
We use a range of devices for testing children's numerical ability.
ما از ترفندهایی (یا روش هایی) برای بررسی توانایی عددی کودکان استفاده می کنیم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) بمب - leave you to your own devices آزاد بودن برای انجام هر کاری، به حال خود بودن
a nuclear device
یک بمب اتم
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره device، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


