بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی face به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

معنی face چیست و چطور و در چه جملاتی باید از آن استفاده کرد؟

face

اسم

US تلفظ صوتی/ˈfeɪs/

faces

سه معنی پرکاربرد face را در پایین ببینید:

(اسم) صورت – جلو یا سطح چیزی – صفحه ساعت (مثال آخر)

در ادامه چند جمله با face همراه با ترجمه فارسی آورده شده است.

to hide/cover your face

مخفی کردن / پوشاندن چهره شما

We climbed the north face of Mount Washington.

ما از ضلع شمالی کوه واشنگتن بالا رفتیم.

a watch face with Roman numerals

صفحه ساعت با اعداد رومی

واژه face ترکیب‌ها و اصطلاحات پرکاربرد زیادی دارد که در ادامه گروهی از آن‌ها آموزش داده شده است.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) be in sb's face مدام شما را مورد انتقاد قرار میدهد (مثال اول) - in someone's face توی صورت کسی و جلوی دیدگان کسی خشم خود را بروز دادن یا کاری اینچنین کردن، جلوی کسی کاری کردن (مثال دوم) - disappear off the face of the earth کاملا ناپدید شدن - keep a straight face جلوی خنده خود را گرفتن - sb's face doesn't fit اینکه کسی مناسب کار یا فعالیتی نیست - sb's face falls ناگهان خیلی ناراحت شدن - the face of sth جنبه یا مشخصه چیزی (مثال سوم) - get out of my face! اینکه به کسی بگویید گم شو

در ادامه چند مثال کاربردی از face که مربوط به تعاریف بخش دوم هستند ارائه شده است.

My boss managers is always in my face.

رئیس من همیشه به من انتقاد میکند.

He laughed in his face.

او توی صورتش خندید.

technology that has changed the face of society

تکنولوژی ای که مشخصه جامعه را تغییر داده است

بخش دوم و تکمیلی ترکیب‌ها و اصطلاحات face را همراه با ترجمه فارسی در ادامه ببینید:

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) have a face like the back end of a bus خیلی زشت بودن - in the face of با وجود چیزی، در مواجه (مثال اول) - on the face of it به ظاهر (مثال دوم) - to sb's face مستقیم حرفی را به کسی زدن (مثال سوم)

چند مثال پرکابرد همراه معنی فارسی را در پایین بررسی کرده‌ایم:

He showed great courage in the face of danger.

او با وجود خطر، شجاعت زیادی از خود نشان داد.

On the face of it, his suggestion makes sense.

به ظاهر که پیشنهاد او منطقی است.

If they have something to say, say it to my face.

اگر آن ها حرفی برای گفتن دارند به خودم بگویند.

face

فعل

faces; faced; facing

واژه face در حالت فعل نیز کاربرد فراوان دارد:

(فعل) روبرو شدن – رو به چیزی یا کسی کردن یا روبه کسی یا چیزی ایستادن – رو به چیزی بودن (مثال سوم)

جملات و مثال‌های پایین را در مکالمات، فیلم‌ها و ... فراوان دیده و شنیده‌اید:

You must stand and face the danger.

آن ها باید باستند و با خطر روبرو شوند.

Turn and face to the east.

بچرخ و رو به شرق کن.

The living room faces the afternoon sun.

اتاق پذیرایی رو به خورشید بعد از ظهر است. (نور خورشید هنگام عصر از پنجره های اتاق نشیمن به داخل می تابد)

face معانی زیادی را میتواند در خود جای دهد:

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) علی رغم ترس یا شرمندگی یا خجالت زدگی با کسی ملاقات کردن – پوشاندن جلو یا سطح چیزی

چند مثال معروف در معانی بالا:

I don't know if I can face him again after treating him so badly.

نمی دانم که بعد از اینکه با او خیلی بد برخورد کردم می توانم دوباره با او چهره به چهره شوم.

a chimney faced with red brick

یک دودکش که با آجر قرمز پوشیده شده است

اصطلاحات و ترکیب‌های پرکاربرد face در ادامه آورده شده است:

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) to face facts یا to face the fact(s) اعتراف کردن به چیزی - face off درگیر شدن، روبرو شدن (مثال اول) - face the music عواقب کاری که انجام شده است را پذیرفتن - face up to (something) روبرو شدن، مواجه شدن با چیزی مانند یک مشکل - (let's) face it بیایید بپذیریم که (مثال دوم)

معنی و بررسی واژه face را با دو مثال زیر تکمیل کرده‌ایم:

If you make it to the finals, you'll have to face off against their best player.

اگر موفق شوید که به فینال راه یابید باید با بهترین بازیکن آن ها روبرو شوید.

Face it, kid. You’re never going to be a tennis champion.

بپذیر بچه. تو هر گز یک قهرمان تنیس نخواهی شد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره face، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی