برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی volume به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل volume
(اسم) حجم چیزی (مقدار طول، عرض و ارتفاع چیزی) – حجم یا میزان صدا (ولوم - مثال دوم) – مقدار یا تعدادی از چیزی (مثال آخر)
At a particular pressure, the same weight of a substance occupies a larger volume as a gas than as a liquid or solid.
در یک فشار مشخص، همان وزن ماده به صورت گاز، حجم بیشتری را نسبت به مایع و جامد اشغال می کند.
He turned down the volume.
او صدا را کم کرد.
We are looking for a high volume of sales.
ما به دنبال حجم بالایی از فروش هستیم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) یک کتاب – هر جلد یا نسخه یک کتاب چند جلدی (مثال دوم) – تمام نسخه های یک مجله در یک سال (مثال سوم) - speak volumes نشان دادن حقیقت چیزی یا نشان دادن احساس کسی (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره volume، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

