برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی commute به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل commute
(فعل) مسافرت کردن مداوم مخصوصا از خانه به محل کار – (قانون) تخفیف در مجازات کسی اعمال کردن
commute
اسم
commutes
(اسم) مسافرت هر روزه یا مرتب مخصوصا به محل کار
an hour's commute to work
مسافرت یک ساعته تا محل کار
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره commute، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


