برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی radiation به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل radiation
(اسم) تشعشع ناشی از مواد رادیواکتیو یا فعالیت هسته ای – پرتو درمانی (radiation therapy) – اشعه یا موجی که قابل دیدن نیست (مثال دوم)
a lethal dose of radiation
دز کشنده رادیواکتیو
ultraviolet radiation
اشعه ماوراء بنفش
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره radiation، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


