برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی responsibility به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل responsibility
(اسم) مسئولیت، وظیفه - responsibility to somebody وظیفه کمک به کسی (مثال چهارم) - do something on your own responsibility با مسئولیت خود کاری را انجام دادن (مثال آخر)
A terrorist group took responsibility for the bombing.
یک گروه تروریستی مسئولیت بمبگذاری را بر عهده گرفت.
She takes her responsibilities as a nurse very seriously.
او وظایف خود را به عنوان یک پرستار خیلی جدی انجام می دهد.
a sense of responsibility
حس مسئولیت پذیری
A doctor’s first responsibility is to her patients.
اولین وظیفه یک دکتر بیمارانش هستند.
The president forgive him on her own responsibility.
رئیس جمهور با مسئولیت خودش او را عفو کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره responsibility، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


