برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی vary به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل vary
(فعل) متفاوت بودن در اندازه یا قیمت یا ارزش و ... (سه مثال اول) - تغییر کردن، تغییر دادن
Opinions vary about the reasons for the company's failure.
نظرات درباره دلایل عدم موفقیت این شرکت متفاوت است.
the properties vary in price
املاکی که از نظر قیمت با هم متفاوت هستند
Cooking times may vary slightly, depended on your oven.
زمان پخت بسته به اجاق شما ممکن است کمی متفاوت باشد.
Results can vary greatly from year to year.
نتایج می تواند سال به سال تغییر زیادی کند.
من باید برنامه غذایی خودم را بیشتر تغییر دهم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره vary، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


