عضویت عضویت در سایت

تماس تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با breathe

breathe

فعل

US /ˈbriːð/

breathes; breathed; breathing

(فعل) نفس کشیدن (مثال اول) – چیزی را از طریق دهان یا بینی بیرون دادن (مثال دوم) – مطلبی را خیلی یواش گفتن (مثال سوم)

It was great to be outside again and breathe the fresh air.

خیلی خوب بود که دوباره بیرون باشم و هوای تازه تنفس کنم.

a dragon that breathes fire

اژدهایی که آتش از دهانش بیرون می آید

I hate her, he breathed.

او زیر لب گفت که: من از او متنفرم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) برای بهبود بخشیدن کیفیت شراب، در بطری را باز کردن تا کمی با هوای آزاد ارتباط برقرار کند - breathe your last مردن - breathe down someone's neck الف: کسی را از نزدیک تعقیب کردن ب: کسی را به دقت زیر نظر داشتن (مثال اول) - breathe easier استراحت کردن، ریلکس کردن - breathe (new) life into sth ایده و انرژی به چیزی تزریق کردن (مثال دوم)

I have a boss who breathes down my neck all the time.

من یک رئیس دارم که همیشه به دقت مرا زیر نظر دارد.

We need some new people to breathe life into this failing company.

ما به افراد جدیدی نیاز داریم تا این شرکت در حال ورشکستگی را احیا کنند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها