عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل round

round

صفت

US تلفظ صوتی/ˈraʊnd/

rounder; roundest

(صفت) گِرد – (در مورد عدد) رند - round-the-clock تمام طول 24 ساعت شبانه روز

a round plate

یک بشقاب گرد

round number

عدد رند

round

قید

(قید – در آمریکایی از واژه around استفاده می شود) به واژه around مراجعه شود – از آغاز تا پایان

round

اسم

rounds

(اسم) دور - round of something مجموعه از کارهایی که به صورت معمول انجام می شود که معمولا هیجانی ندارد و روزمرگی است (مثال دوم) – rounds همچنین به معنی بازدیدهایی که یک شخص مانند دکتر به صورت مکرر و به عنوان بخشی از کارش انجام می دهد (مثال سوم)

The first round of negotiations got nowhere.

اولین دور مذاکرات به جایی نرسید.

the daily round of commuting and shopping

فعالیت هر روزه شامل رفتن و برگشت به محل کار و خرید کردن

I was out on my rounds as usual.

من طبق معمول خارج از اتاقم و مشغول وزیت کردن هایم بودم.

(اسم - ادامه بررسی معنی واژه) round of applause کف زدن یا دست زدن برای تشویق کردن – دور نوشیدن الکل – شلیک گلوله – یک شکل گرد (مثال دوم) - in the round (در مورد یک کار هنری) به گونه ای ساخته شده که دور تا دور آن قابل مشاهده است (مثال سوم) - make the rounds دست به دست شدن یا پیچیدن یک شایعه یا خبر و غیره

They gave him a round of applause.

آن ها برای او دست زدند.

a round of cheese

یک لول پنیر

a sculpture in the round

یک مجسمه که دور تا دور آن قابل مشاهده است

round

فعل

rounds; rounded; rounding

(فعل) دور زدن – به خوبی چیزی را پایان دادن یا تمام کردن (معمولا با out یا off – مثال دوم و سوم) – گرد کردن (معمولا با off همراه است – مثال آخر)

They rounded the bend.

آن ها آن پیچ را دور زدند.

It was the perfect way to round off the season.

این یک راه عالی برای پایان دادن به این فصل بود.

They rounded off the meal with the same cheese.

آن ها با همان پنیر غذا را تمام کردند.

Round off the corners!

گوشه ها را گرد کن!

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) رند کردن عدد در ریاضی - round up جمع کردن، گرد هم آوردن (مثال دوم)

You can't just round the number off like that—it has to be exact!

شما نمی توانی همیجوری این عدد را رند کنی – باید دقیق باشد!

Please round the suspects up for questioning.

لطفاً مظنون ها را برای بازجویی جمع کنید.

round

حرف اضافه

(حرف اضافه – در آمریکایی از واژه around استفاده می شود) به واژه around مراجعه کنید – از اول تا آخر

Orange trees have green leaves all round the year.

درخت های پرتقال تمام طول سال برگ های سبز دارند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی