برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی involved به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل involved
(صفت) مبهم، پیچیده – درگیر یک کار – بخشی از یک کار یا فعالیت
His story was so involved that I couldn’t follow it.
داستان او به قدری مبهم بود که من نتوانستم آن را درک کنم.
The process is quite involved.
این روند خیلی پیچیده است.
You're too emotionally involved with the situation.
شما از نظر عاطفی خیلی درگیر این موقعیت هستید.
Some people tried to stop the fight but I didn't want to get involved.
برخی تلاش کردند تا آن دعوا را متوقف کنند ولی من نمی خواستم درگیر شوم.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره involved، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

