برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی part-time به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل part-time
(صفت) نیمه وقت، پاره وقت
a part-time job
کار نیمه وقت
part-time
قید
(قید) نیمه وقت، پاره وقت - part–timer کسی که پاره وقت کار میکند
She wants to work part-time after she’s had the baby.
او می خواهد بعد از بچه دار شدن پاره وقت کار کند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره part-time، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


