برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dash به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dash
(فعل) به سرعت حرکت کردن یا جابجا شدن - به شدت به چیزی ضربه زدن (مثال دوم) - dash someone's hopes امید کسی را از بین بردن - dash something off به سرعت و با عجله چیزی را نوشتن (مثال سوم)
dash
اسم
dashes
(اسم) حرکت و جابجایی سریع (مثال اول) - یک مسابقه دو با مسافت کم (مثال دوم) - علامت دش یا خط تیره - علامت دش در کد مورس (زبان مورس از یک سری خط تیره و نقطه برای ارسال پیام های رمزگذاری شده استفاده می کند) - a dash مقدار کمی از چیزی (مثال سوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dash، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


