برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی breeze به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل breeze
(اسم) باد ملایم، نسیم (مثال اول) – be a breeze خیلی آسان (مثال دوم)
breeze
فعل
breezes; breezed; breezing
(فعل) breeze in/into/out etc با آرامشی از سر اعتماد به نفس وارد جایی شدن یا به جایی شدن (مثال اول) – به آسانی موفق شدن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره breeze، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

