برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی organic به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل organic
(صفت) ارگانیک (بدون مواد شیمیایی مصنوعی) – (مربوط به یک سیستم یا رابطه بین بخش ها) هماهنگ، بهم پیوسته (مثال دوم) – (مربوط به رشد یا پیشرفت چیزی) تدریجی و به صورت طبیعی (مثال سوم)
organic gardening
باغبانی ارگانیک (باغداری که در آن از کودهای ارگانیک استفاده میشود)
society as an organic whole
جامعه به عنوان مجموعه بهم پیوسته
an organic development
یک پیشرفت طبیعی
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) مربوط به ارگان های از بدن
organic illness
بیماری ارگانی (مربوط به یکی از ارگان های بدن مثل کلیه و ...)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره organic، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


