koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی difficult به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

difficult

صفت

US /ˈdɪfɪkəlt/

(صفت) سخت – آدم بد قلق، غُد

a difficult decision/question

تصمیم / سوال دشوار

He’s in a difficult situation and could go bankrupt.

او در موقعیت دشواری قرار دارد و ممکن است ورشکسته شود.

I loved him, but he could be difficult at times.

من او را دوست دارم، اما او ممکن است برخی اوقات بد قلق باشد.