برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bubble به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bubble
(اسم) حباب یا هر چیز حباب مانند یا قابل تشبیه به حباب - burst someone's bubble خبر بدی را به کسی دادن
bubble
فعل
bubbles; bubbled; bubbling
(فعل) قل قل کردن چیزی مانند آب جوش یا آب گرم کوهستان و غیره، ایجاد حباب کردن (مثال اول) – پر از احساس یا انرژی و غیره بودن (مثال دوم) – جود داشتن به صورت مستمر و عموما پنهان (مثال سوم) - bubble over بسیار هیجان زده یا مشتاق بودن (مثال دوم) - bubble up بیرون زدن، مشخص شدن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


