koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی bubble به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

bubble

اسم

US /ˈbʌbəl/

bubbles

(اسم) حباب یا هر چیز حباب مانند یا قابل تشبیه به حباب - burst someone's bubble خبر بدی را به کسی دادن

When water begins to boil, small bubbles form around the edge of the pot.

وقتی آب شروع به جوشیدن می کند، حباب های کوچکی دور لبه کتری شکل می گیرد.

a stock market bubble

حباب بازار سرمایه

bubble

فعل

bubbles; bubbled; bubbling

(فعل) قل قل کردن چیزی مانند آب جوش یا آب گرم کوهستان و غیره، ایجاد حباب کردن (مثال اول) – پر از احساس یا انرژی و غیره بودن (مثال دوم) – جود داشتن به صورت مستمر و عموما پنهان (مثال سوم) - bubble over بسیار هیجان زده یا مشتاق بودن (مثال دوم) - bubble up بیرون زدن، مشخص شدن

We could hear the water bubbling away in the pot.

ما میتوانستیم صدای قل قل زدن آب درون کتری را بشنویم.

The little boy bubbled (over) with excitement.

آن پسر کوچک پر از خوشی بود. (خیلی سرمست بود)

Resentment was still bubbling inside him.

هنوز درون او کینه وجود داشت.