برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bubble به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bubble
(اسم) حباب یا هر چیز حباب مانند یا قابل تشبیه به حباب - burst someone's bubble خبر بدی را به کسی دادن
bubble
فعل
bubbles; bubbled; bubbling
(فعل) قل قل کردن چیزی مانند آب جوش یا آب گرم کوهستان و غیره، ایجاد حباب کردن (مثال اول) – پر از احساس یا انرژی و غیره بودن (مثال دوم) – جود داشتن به صورت مستمر و عموما پنهان (مثال سوم) - bubble over بسیار هیجان زده یا مشتاق بودن (مثال دوم) - bubble up بیرون زدن، مشخص شدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bubble، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


