برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی telephone به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل telephone
(اسم) تلفن - on the telephone در حال صحبت کردن با تلفن (مثال آخر)
a telephone conversation
مکالمه تلفنی
a telephone line
یک خط تلفن
a public telephone
یک تلفن عمومی
to pick up the telephone
برداشتن (جواب دادن) تلفن
I was on the telephone when he came in.
وقتی او وارد شد من داشتم با تلفن حرف می زدم.
telephone
فعل
telephones; telephoned; telephoning
(فعل) تلفن کردن، زنگ زدن
I'll telephone the police.
من با پلیس تماس خواهم گرفت.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


