koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی curve به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

curve

اسم

US /ˈkɚv/

curves

(اسم) منحنی – پیچ - ahead of the curve سریع بودن نسبت به بقیه - behind the curve کندتر از بقیه بودن

She drew a curve on the paper.

او یک منحنی روی کاغذ کشید.

The driver lost control on a curve and the vehicle hit a tree.

راننده کنترل را از در یک پیچ از دست داد و خودرو (یا هر چیزی که می راند) به درخت برخورد کرد.

curve

فعل

curves; curved; curving

(فعل) خم شدن، قوس خوردن

His mouth curved into a smile.

دهانش به صورت لبخند خم شد.

The road curves around the cemetery.

این جاده، دور قبرستان پیچ می خورد.