برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی physical به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل physical
(صفت) مربوط به بدن، جسمی، فیزیکی (مثال اول) – مادی یا فیزیکی (نه ماورایی) – جنسی (مثال آخر)
physical activity
فعالیت جسمی (فیزیکی)
physical objects
اشیا فیزیکی
Their relationship was purely physical.
عشق آن ها کاملا جنسی بود.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) پر جنب و جوش (مثال اول) – فیزیکی و خشن – مربوط به علم فیزیک (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره physical، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

