عضویت عضویت در سایت

تماس تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با support

support

فعل

US /səˈpoɚt/

supports; supported; supporting

(فعل) حمایت کردن از یا موافق بودن با یا تایید کردن کسی یا چیزی (مثال اول) – کمک کردن به کسی یا برای انجام کاری (مثال دوم) – تامین کردن نیازمندی چیزی یا کسی یا تامین پول برای کسی یا چیزی (مثال سوم)

He no longer supports the war.

او دیگر از جنگ حمایت نمی کند. (دیگر موافق جنگ نیست)

an organization that supports refugees

سازمانی که به پناهندگان کمک می کند

He has a wife and five children to support.

او یک همسر و پنج فرزند برای تامین کردن و رفع نیازهای آن ها دارد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) چیزی یا کسی را بالا نگه داشتن یا حمایت کردن به این صورت (مثال اول)

a bridge supported by concrete pillars

پلی که توسط ستون ها بتنی پشتیبانی شده است

support

اسم

supports

(اسم) حمایت (چهار مثال اول) – چیزی که چیزی را محکم نگه می دارد (مثال پنجم) – مدرک (مثال آخر)

public support

حمایت عمومی

emotional support

حمایت عاطفی

He had no means of support after he lost his job.

بعد از اینکه کارش را از دست داد، منبع درآمدی نداشت.

technical/tech support

حمایت فنی

The floor is held up by wooden supports.

کف خانه توسط پایه های چوبی نگه داشته شده است.

The statistics offer further support for our theory.

این آمار مدارک بیشتری برای تئوری ما ارائه می کنند.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) in support of در حمایت از چیزی

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها