koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی before به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

before

قید

US /bɪˈfoɚ/

(قید) قبلا، قبل (دو مثال اول) – جلو یا جلوتر از کسی یا چیزی دیگر (in advance – مثال سوم)

I think we've met before.

به نظرم ما یکدیگر را هفته قبل ملاقات کرده ایم.

the day before

روز قبل از آن

The king's guards walked before.

نگهبانان پادشاه جلوتر حرکت کردند.

before

حرف اضافه

(حرف اضافه) قبل از (مثال اول) – در مقابل، جلوی، در حضور (مثال دوم) – پیشگاه کسی، پیش روی کسی، مد نظر کسی یا چیزی (سه مثال آخر)

before lunch

قبل از شام

He stood up before a whole roomful of people, and asked her to marry him.

او جلوی یک اتاق پر از آدم ایستاد و از او خواستگاری کرد.

the candidates before the voters

کاندیداهای مد نظر رای دهندگان

The men appeared before the judge yesterday.

دیروز آن افراد در محضر دادگاه حاضر شدند.

The whole summer lay before me.

تمام تابستان پیش روی من قرار دارد.

(حرف اضافه – ادامه بررسی معنی واژه) تحت فشار چیزی یا کسی

before

حرف ربط

(حرف ربط) قبل از اینکه – به جای اینکه، قبل از اینکه (rather than; sooner than - مثال دوم)

See me before you leave.

قبل از اینکه بروی مرا ملاقات کن.

I will die before I will betray my country.

من قبل از اینکه به کشورم خیانت کنم خواهم مرد. (ترجیح میدهم بمیرم تا به کشورم خیانت کنم)