koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی boat به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

boat

اسم

US /ˈboʊt/

boats

(اسم) قایق - gravy/sauce boat جای سس که به شکل قوری یا فنجان سر باز است - fresh/just off the boat به تازگی به یک کشور رسیدن - in the same boat در یک شرایط دشوار مشابه، با درد مشترک و غیره (مثال دوم) - miss the boat قدر فرصتی را نداشتن (مثال سوم)

a fishing boat

یک قایق ماهیگیری

We're all in the same boat.

ما همگی در این مشکل شریک هستیم.

Jim missed the boat on that club membership.

جیم فرصت عضویت در آن کلوب را از دست داد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) push the boat out ول خرجی کردن - rock the boat با کار یا سخنی شرایط را بر خلاف میل بقیه تغییر دادن و ایجاد مشکل کردن (مثال اول)

Everything is going fine here. Don't rock the boat!

همه چیز اینجا خوب پیش میرود. اوضاع را خراب نکن!

boat

فعل

boats; boated; boating

(فعل) با قایق مسافرت کردن