برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی requirement به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل requirement
(اسم) نیاز، الزام - be surplus to requirements نیاز نیست (مثال سوم)
The design has been adapted to meet customer requirements.
این طراحی جوری درست شده است که مناسب نیازهای مشتری باشد.
یک الزام قانونی/لازم
The company have said 500 managers are surplus to requirements.
شرکت اعلام کرده است که به 500 مدیر نیاز ندارد.
to meet/fulfil/satisfy the requirements
برآورده کردن / عملی کردن / ارضاء کردن نیازها
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره requirement، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


