برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی faculty به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل faculty
(اسم) اساتید یا معلم های یک دانشگاه یا مدرسه (مثال اول) – هر یک از قدرت های یک فرد (تفکر، شنیدن، حرف زدن، راه رفتن و ... – مثال دوم و سوم) – یک بخش یا دپارتمان در یک دانشگاه یا مدرسه (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره faculty، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

