koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی distress به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

distress

اسم

US /dɪˈstrɛs/

(اسم) غم، پریشانی – تنگدستی (مثال دوم) – در خطر بودن یک کشتی یا هواپیما و ... (مثال سوم و چهارم)

Mary's heart was full of distress.

قلب مری مملو از غم بود.

Donations were given to families in distress.

کمک های مالی به خانواده های تنگدست داده شد.

the ship's distress signal/call

در خواست کمک کشتی

The ship is in distress.

کشتی در خطر است.

distress

فعل

distresses; distressed; distressing

(فعل) ناراحت کردن، نگران کردن

I did not want to frighten or distress her.

من نمی خواستم او را بترسانم یا نگران کنم.