برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی distress به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل distress
(اسم) غم، پریشانی – تنگدستی (مثال دوم) – در خطر بودن یک کشتی یا هواپیما و ... (مثال سوم و چهارم)
distress
فعل
distresses; distressed; distressing
(فعل) ناراحت کردن، نگران کردن
I did not want to frighten or distress her.
من نمی خواستم او را بترسانم یا نگران کنم.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


