koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی most به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

most

صفت

US /ˈmoʊst/

(صفت) بیشتر، بیشترین - for the most part تقریبا همه، اغلب، معمولا (مثال آخر)

I like most foods.

من بیشتر غذاها را دوست دارم.

Who ate the most?

کی بیشتر خورد؟

For the most part, Sara is a good student, but she does struggle with math.

معمولا سارا دانش آموز خوبی است ولی با ریاضی مشکل دارد. (struggle with sth مشکل داشتن با چیزی)

most

قید

(قید) بیشتر، بیشترین، خیلی – تقریبا (دو مثال آخر)

The most important thing is to stay calm.

مهم ترین چیز این است که آرام بمانید.

He is a most careful driver.

او یک راننده خیلی مراقب است.

Most anyone can stay.

تقریبا همه می توانند بمانند.

By year end, most every investor had reason to smile.

در پایان سال، تقریبا همه سرمایه گذاران دلیلی برای شادی داشتند.

most

اسم

(اسم) at most یا at the most حداکثر تا یک مقدار یا سطح و غیره - make the most of بیشترین مقدار یا بازده را گرفتن، بیشترین استفاده را بردن (مثال دوم) - the most بیشترین

The whole process will take half an hour at the most.

کل فرایند حداکثر نیم ساعت طول خواهد کشید.

We’re only in Greece for a day, so let’s make the most of it.

ما تنها برای یک روز در یونان هستیم پس بیایید بیشترین استفاده را از آن ببریم.

Is that the most you can do?

این بیشترین کاری است که می توانید انجام دهید؟

most

ضمیر

(ضمیر) خیلی چیز، چیز زیاد، بیشترین چیزی - most of بیشتر

We had the most to lose.

ما بیشترین چیز را برای از دست دادن داریم.

I spent most of the winter on the coast.

بیشتر زمستان را در ساحل گذراندم.