koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی detail به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

detail

اسم

US /dɪˈteɪl/, /ˈdiːˌteɪl/

details

(اسم) جزء، جزئیات – تفصیل (مثال دوم) – یک گروه کوچک از سربازان یا پلیس

The Ministry refused to reveal any more details of the attack.

وزارت از افشای هر گونه جزئیات جدید از آن حمله خودداری کرد.

She explained in detail how they met.

او با جزئیات (تفصیل) توضیح داد که آن ها چطور ملاقات کردند.

A detail of five police officers accompanied the diplomat to his hotel.

یک گروه متشکل از پنج افسر پلیس آن سیاست مدار را تا هتلش همراهی کردند.

detail

فعل

details; detailed; detailing

(فعل) با جزئیات شرح دادن، مو به مو گفتن – تمیز کردن خودرو با هدف اینکه نو و تر و تمیز به نظر برسد – ماموریت دادن (با دستور و معمولا در نیروهای نظامی)

She wrote a letter detailing her complaints.

او نامه ای نوشت و شکایاتش را مو به مو شرح داد.

I am going to have the car detailed before I try to sell it.

من می خواهم آین خودرو را قبل از تلاش برای فروش آن خوب تمیز کنم.

The Army has detailed him to investigate the complaints.

ارتش به او ماموریت داد تا درباره آن شکایت ها تحقیق کند.