برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dare به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dare
(فعل) شجاعت داشتن و نترسیدن برای انجام کاری، جرات داشتن (دو مثال اول) – کار خطرناکی را از کسی خواستن (مثال سوم) - don't you dare اینکه به صورت تهدید آمیز کسی را از انجام کاری بازدارید (مثال چهارم)
Fight me if you dare!
اگر جراتش را داری با من مبارزه کن!
She was under attack for daring to criticize the mayor.
او به دلیل اینکه جرات کرد تا از شهردار انتقاد کند مورد حمله قرار گرفت.
They dared Jim to steal his father’s gun.
آن ها از جیم خواستند تا تفنگ پدرش را بدزدد.
Don’t you dare talk to me like that!
با من اینطور حرف نزن!
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) how dare she, you, etc. چطور جرات کرد/کردی(کردید و...) - I dare say احتمالا (مثال اول)
dare
اسم
dares
(اسم) on a dare (در بریتیش for a dare) چون از او خواسته شده بود (به او گفته شده که اگر جراتش را داری فلان کار را بکن)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


